English Turkce

چِشم چِشم...

چِشم چِشم
دو ابرو
شب سیاه و گیسو
گوش گوش
یه آغوش
کسی که شد فراموش
حالا بکش دو تا دست
رو زخمی که نشه بست
چوب چوب
یه گردن
حلقه ی دار
تو و من ...

کامران رسول زاده

از کتاب
"فکر کنم باران دیشب مرا شسته/امروز «تو» ام"

گوش راستم سوت می کِشد...

گوش راستم سوت می کِشد،
حتماً داری از من حرف می زنی...
دلم را به این خرافات خوش می کنم،
که از تو حرف بزنم...

کامران رسول زاده

از کتاب
"فکر کنم باران دیشب مرا شسته/امروز «تو» ام"

این منصفانه نیست...

این منصفانه نیست،
من پیر شده باشم
و تو در خیالم
درست مثل روزی که ترکم کردی
 زیبا و جوان...
همین شده که هیچ‏ کس
باور نمی کند
معشوق من بوده باشی...

کامران رسول زاده

از کتاب
"فکر کنم باران دیشب مرا شسته/امروز «تو» ام"

تو می توانستی تاج سرم باشی...

تو می‏ توانستی تاج سرم باشی
که انگار من پادشاه عاشقان جهانم
و تو ملکه ی رشک برانگیزِ شعرها...
چه فایده،
حالا هر دو آدم ‏هایی معمولی هستیم...

کامران رسول زاده

از کتاب
"فکر کنم باران دیشب مرا شسته/امروز «تو» ام"

پنجره را باز کن...

پنجره را باز کن،
همه چیز را به باد گفته ام...

کامران رسول زاده

از کتاب
"فکر کنم باران دیشب مرا شسته/امروز «تو» ام"

تمام دنیا...

تمام دنیا
محله‏ ی کوچکی ‏ست
که تو در آن متولد می شوی
و من
میان بازیِ بچه ‏های محله
به عشق تو
پیر می شوم...

کامران رسول زاده

از کتاب
"فکر کنم باران دیشب مرا شسته/امروز «تو» ام"

دستم را داغ می گذارم...

دستم را داغ می گذارم
که نبینمت دیگر،
تو اما هر‏شب
داغم را تازه می کنی...

کامران رسول زاده

از کتاب
"فکر کنم باران دیشب مرا شسته/امروز «تو» ام"

به پرندگانی که زبان مرا می فهمند بگو...

به پرندگانی که زبان مرا می فهمند بگو
پرواز کنند،
بگو
من خواستم از بندِ پایانی این شعر بپرم
اما
بال نداشتم..

کامران رسول زاده

از کتاب
"فکر کنم باران دیشب مرا شسته/امروز «تو» ام"

تاثیر پروانه ایِ حضور تو در شب هام...

تاثیرِ پروانه‏ ایِ حضور تو در شب‏ هام
همین شمعی‏ ست که دارم می سوزد،
همین عمری ست که دارم از دست می رود،
همین بوی گل
که دارم مست می کند
من از حضور تو در شب‏ هام
پروانه‏ ام...

کامران رسول زاده

از کتاب
"فکر کنم باران دیشب مرا شسته/امروز «تو» ام"

دستم به تو نمی رسد...

دستم به تو نمی رسد،
حتی در شعرهایی
که با دست خودم می نویسم..
پس هم ‏چنان
در ارتفاع دورترین استعاره ‏ها بمان!
مباد
که دست کسی به تو برسد...

کامران رسول زاده

از کتاب
"فکر کنم باران دیشب مرا شسته/امروز «تو» ام"

1 2
1 - 10 از 20 مورد
  • اشتراک در خبرنامه
    شما می توانید با ثبت نام در خبرنامه من از آحرین اخبار آلبومها و کنسرت های من با خبر شوید.
    آدرس ایمیل:
    صفحه من